نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
اصول هميشه ثابت است
مشروطه ايراني
مشروطه ايراني
سکوت تهران
از خون جوانان وطن لاله دميده...
گروه هاي نوشته ها
نيمکت (۱۲۹)
جستجو

آرشيو نوشته ها
تير ۱۳۸۸
شيدسچپج
۳۰ ۳۱ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹
۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۱ ۲
خروجي هاي XML


روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
فتوبلاگ ها
ليست فتوبلاگها
گروه هاي فتوبلاگ ها
عکسها (۲)
لينکدوني
ليست لينکها
آخرين نوشته ها
جمعه - ۱۲ تير ۱۳۸۸

به باور من، يکي از قابل تامل‌ترين فصول کتاب مشروطه‌ي ايراني، بخش «بحران تجدد» است که جنگ بين مشروعه و مشروطه را در فصل جديدي از تجددخواهي در ايران به نمايش مي‌گذارد. تعبيرهاي متفاوتي که يکصد سال قبل از قانون ميان مشروطه‌خواهان و مشروعه خواهان شکل گرفته، به طرز غير قابل باوري، نشان مي‌دهد که تاريخ، اگرچه درحال ورق خوردن است، اما اتفاقات تنها رنگ خود را عوض مي‌کنند و «اصول» همان است که هميشه بوده، هست و خواهد بود. در تاريخ مشروطه‌ي ايران مي‌بينيم که متجاوزان، اگرچه مدتها مشغول نيرنگ و فريب بودند، اما بعدها گرفتار تجاوزشان شدند. در فاصله‌اي که ما از تاريخ مشروطه داريم، به سادگي مي‌توانيم پررنگي اين اصول را ببينيم و به باورمان که اصول ثابت تاريخي «نابود نشدني‌ست» ايمان بياوريم.
اين روزها، حاکميت دروغ، اصول بسياري را زير پا مي‌گذارد و به گمان باطل خود مي‌تواند در تاريخ استثنا ايجاد کند. اين حاکميت ظلم مي‌کند و ظلم آشکار خود تحت لواي «قانون گرايي» کتمان مي‌کند. اين حاکميت فريب مي‌دهد و مخالفان را خفه مي‌کند. اين روزها، حاکميت دروغ  آدم‌هاي بسياري را هر روز از قطار حرکت خود پياده مي‌کند، و حلقه‌ي خود را کوچکتر از گذشته مي‌کند. اين حاکميت به حق مردمش براي اعتراض، دقت کنيد، فقط اعتراض، تجاوز مي‌کند. اين حاکميت شايد فراموش کرده که به استناد قرآن، تجاوز به متجاوز بازخواهد گشت. (انما بغيکم علي انفسکم). «يونس-23»

تعداد مشاهده: ۲ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=147
چهارشنبه - ۱۰ تير ۱۳۸۸

آجوداني در مشروطه ايراني، خواننده را با خود به قرن پيش مي‌برد و او را در شرايط اجتماعي آن دوره‌ي ايران قرار مي‌دهد با زباني که "در زمان" بايد درک شود و نه با برداشت‌هاي امروزي از واژگاني کليدي همچون "ملت" و "دولت" و "ملي". در سير تحول سياسي ـ فرهنگي جامعه، خواننده تکامل و تغيير مفهومي اين واژگان را از نظر مي‌گذراند. آجوداني براي بررسي تاريخ اين دوره به بررسي وقايع سياسي بسنده نمي‌کند و نوري در ژرفناي فرهنگ سنتي در تلاطم مجاورت با تجدد غربي مي‌افکند، به پيوند عرفان با تشيع مي‌پردازد و نظرات خود را با آوردن اشعار و متون شعرا و عرفا قوت مي‌بخشد.

اگر در غرب فلسفه مسيري جدا از مذهب طي کرد و زمينه‌سازي شد براي تصويب و پذيرش قوانين عرفي حقوق بشر، اگر مسيحيت در اروپا خود را با تجدد غربي تطبيق داد تا بقاي خود را حفظ کند و به طور کلي تغيير يافت، در ايران مقوله‌ي وارداتي حقوق بشر بايد خود را با اسلام تطبيق مي‌داد و ماهيتاً از خود تهي مي‌شد تا مورد پذيرش مجلس دوران مشروطيت قرار گيرد (و البته نبايد نقش تعيين‌کننده‌ي روشنفکران عرف‌گرا را در اين پيوند ناهمگون از نظر دور داشت). ما در ايران به‌جاي فلسفه حکمت داشته‌ايم که خود انديشيدني مذهبي است و دکتر آجوداني بر بستر مطالعات عرفاني خود به پيوند عرفان و شرع در حکمت ملاصدرا مي‌پردازد. بر اساس نظر ايشان اگر عرفان مولانا مسيري جدا از شرع اسلامي طي مي‌کرد، عرفا يا صوفياني همچون سهروردي (البته اين سهروردي شيخ اشراق نيست، متأخرتر است و برخلاف شيخ اشراق عمري طولاني داشت) بودند که حکمت را با شرع پيوند زدند و پايان‌بخش اين پيوند ملاصدرا بود. پيوندي که زمينه‌ساز نظريه‌ي ولايت فقيه مي‌شود و قدرت بي‌مانند روحانيون در دوران قاجار پشتوانه‌اي مي‌شود براي ابراز اين نظريه.

1- نقش بسته شدن اوريب تاريخ در ذهن ما، نگاهي به مشروطه ايراني
2- نگاهي به مشروطه ايراني؛ اثر ماشالله آجوداني
3- مشروطه ايراني و پيش زمينه هاي نظريه ولايت فقيه
4- مشروطه ايراني پژوهشي ارزنده براي شناخت جامعه ايران
5-نقدي بر مشروطه ايراني؛ مهدي علاقبند

تعداد مشاهده: ۴ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=146
شنبه - ۶ تير ۱۳۸۸

هيچ کتابي اين روزها، لذت‌بخش‌تر از کتاب مشروطه‌ي ايراني نوشته‌ي ماشاالله آجوداني‌ نيست. اين مردمي که من مي‌بينم اگرچه از جفا به ستوه آمده‌اند، اما خاموش نشدني‌‌اند.
تاريخ مشروطه‌خواهي ايران، بسيار عبرت‌‌آموز است و به باور من، قابل بسط است در لحظه لحظه‌ي زندگي. جواناني که من اين روزها در کوچه و شهر و خيابان مي‌بينم، از جنس همان‌پدرانشان هستند که يکصد سال پيش در اين مملکت، لگد به تخت پادشاهي و ديکتاتوري زدند و «قانون» وضع کردند. اين جوانان را مي‌توان «کشت» اما انديشه‌‌شان را نمي‌توان «نابود» کرد. انديشه‌ي اينان، از جنس جاودانگي‌ست چرا که آنان در مقابل ظلم ايستاده‌اند. و ظلم، سرنوشتي جز نابودي ندارد.

تعداد مشاهده: ۱۳ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=145
شنبه - ۶ تير ۱۳۸۸

اين روزها، حتما بهتر از من مي‌دانيد که سکوت مرگباري تهران را فراگرفته. شور و شوق باورنکردني پيش از انتخابات جاي خود را به ياس و نااميدي داده است و اينک، اين فقط مردم نيستند که آتش بر خرمن اعتمادشان کشيده شده، بلکه فضاي نظامي شهر، خود گواهي‌ست بر عدم اعتماد حاکميت به مردم. حاکميت به طرز غيرقابل باوري 1984 جورج اورول را به ظهور رسانده: اجراي اصل 27 قانون اساسي ممنوع است و همزمان، مخالفان به «قانون گرايي‌» دعوت مي‌شوند.  اينجا در کتابخانه ملي، بيشتر اعضا با پيراهن‌هاي مشکي‌شان، روزها را شب مي‌کنند و در ساعت‌هاي استراحتشان، با نگراني تحولات را دنبال مي‌کنند.
بچه‌هاي کتابخانه، در اين روزها راههاي خروج از کشور را بررسي مي‌کنند. خروج از فضاي نفاق و دوگانگي. خروج از مردم‌فريبي و ناآگاهي. خروج از ظلم و ناامني. خروج از تحجر و عقب‌ماندگي. خروج از ويران‌سرايي که «ايران اسلامي‌» اش مي‌خوانند.

پي‌نوشت: اين مطلب سيبستان خواندني‌ست و ارزش بازنشر دارد:
دوستان مان را بازداشت مي کنند، مردمان مان را از زن و مرد و کوچک و بزرگ لت و کوب مي کنند، ملت مان را سوگوار کرده اند، چشم در چشم ما مي دوزند و دروغ مي گويند، ستمگري را با اوباشيگري آميخته اند و رجاله ها را به جان مردم انداخته اند. امنيت کار و خانه و زندگي و محله مردم را به بازي گرفته اند. بچه هامان را در سلول انفرادي نگاه مي دارند بي انکه جرمي کرده باشند. هر کس را سخني به اعتراض و مخالفت بگويد سرکوب مي کنند. دين محمدي را به گروگان گرفته و مصادره کرده اند. دين محمد امين را به دروغ و وقاحت آلوده اند. خود را اعلم مردم و مجاهد انحصاري دين و قيم عوام و خواص و مجتهد و روشنفکر مي دانند. هيچ چيز در چشم ايشان حرمت ندارد و هيچ کس جلودارشان نيست. امام جمعه شان دهان به ياوه و گزافه باز مي کند و جان و مال مردمان را مباح مي شمارد. کارهامان براي هزارمين بار به تعويق و تعطيل مي افتد و عواطف مان زخمي مي شود. هيچ کس تمرکز ندارد. هيچ کس باور نمي کند که چنين ديوي در اين جماعت اينهمه سال زيسته و اکنون سربرآورده است. مردمان دلشکسته هر گوشه زانوي حيرت به بغل گرفته اند يا آه حسرت برآورده اند. هر جمعي به سنگ و مشت و چماق پراکنده مي شود. هيج مامني باقي نمانده است. همه قانون ها تعطيل شده است. راههاي زمين تنگ و دست دعا به آسمان بلند شده است.

براي ما چه مانده است جز کلمات؟ جز صدامان و سخن مان. جز قلبي که نمي خواهد آلوده دروغ شود. آنها همه قدرت مادي خود را به صحنه آورده اند. اما اگر دست و پا و بازوي ما را بشکنند اگر دل ما را بشکنند ما هنوز کلمات مان را داريم. ما آسمان را داريم. ما آن شجره سبز را داريم که زير آوار زمستان دروغ مي ايستد و بهار را انتظار مي کشد. بهار نزديک. بهار در راه.

ما به کلمات طيبه ايمان داريم و به کلمه خبيثه و کلمات بي ريشه خبيثان کافريم. قدرت کلمه طيبه بالاتر از هر قدرتي است. اين وعده خداوند است. کلمه طيبه مانند شجره طبيه است. اصل اش در زمين و شاخه هاش در آسمان است (ابراهيم 24). و خداوند به آن اعتبار مي بخشد و آن را بلند مي دارد. ما را سر آن نيست که در برابر آنان که کلام خداوند را تبديل مي کنند (فتح 15) و تحريف مي کنند (بقره 75) تا مردم را بفريبند سر تسليم فرود اوريم. آنها به چوب و سنگ و حبس و زجر به خيال خود پيش مي روند و ما مي دانيم که اصل دين و اصل جهان کلمه طيبه است و نمي توان به دروغ کلمه الله را پوشاند. کلمه کساني که کافر شدند و پا روي حق گذاشتند و آن را پوشاندند به حکم سنت الهي کلمه پست و سفلي است (توبه 40) و براي آنها پيروزي نيست. اين کلمه الله است که برترين کلمات است. کلمه الله هي العليا.

مسيح کلمه طيبه خداوند بود. محمد معجزه اش کلام بود. موسي به تاج تکليم عزت يافت. اصلا آدم به تلقي کلمات پروردگارش آدم است(بقره 37). و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا(انعام 115). کلمه خدا چگونه ممکن است با کذب و جور و فريب پيوند بخورد؟ چگونه مي توان به ستم عدالت برقرار کرد؟ و کدام عدالت برتر از تسليم شدن به پيمان و عهد با جماعت است؟ کدام جفا بزرگتر از ايستادن در برابر مردمي است که امانت به دست تو داده اند و آن را طلب مي کنند؟ حاشا کردن امانت ايمان است؟ بکشي و حاشا کني؟ زندان کني و حاشا کني؟ دروغ بگويي و حاشا کني؟ در دين محمد امين از اين جرم بالاتر؟ کدام پيامبر چنين سيره اي داشته است؟ کدام رسول چنين در خدعه و خوارداشت مردم اش غرق بوده است؟ اين دين اسلام است يا دين اشرار است؟ از اين افترا بالاتر به دين خداوند؟ فمن اظلم ممن افتري علي الله کذبا؟ (کهف 15) از کسي که به دين خدا افترا مي بندد ستمکارتر کيست؟ داستان يوسف و گرگ است. پيرهن پاره خونيني آورده ايد که هان يوسف را گرگ دريد؟ گرگي نبود. شما گرگ بوديد. با اينهمه بينه باز هم پاي بر دروغ و مشي کذب مي فشاريد. قتل و حبس و آزار دروغ را حقيقت نمي کند. نمي کند.  قرآن ما سراسر بيانيه ستيز با دروغ است. قرآن شما چيست که يکسره کذب و دروغ را تجويز مي کند؟ دروغ را چه نسبت است با کلام الله؟ با کلمه حق؟ با کلمه طيبه؟ از طناب دروغ به آسمان نمي توان رفت. آن نردبام شجره طيبه است که بر شاخ آن مي توان اميد آسماني شدن بست.

اگر هنوز دل هاتان از سياهي کبره نبسته است اگر هنوز جايي براي ديدن نور در دلهاتان باقي ست مانند حر ترک سپاه دروغ گوييد يا منتظر عذابي بزرگ باشيد. اين وعده خدايي است که بين ما مشترک است:  و يريد الله ان يحق الحق بکلماته و يقطع دابر الکافرين (انفال 7) و اين اراده خداوند است که حق را با کلمات خويش تحقق بخشد و بيخ پوشندگان حقيقت را بکند. شما ممکن است بزرگ باشيد و بزرگي بفروشيد. اما الله اکبر. خداي مردم بزرگتر است.

تعداد مشاهده: ۱۱ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=144
يک‌شنبه - ۳۱ خرداد ۱۳۸۸

از خون جوانان وطن لاله دميده...
لاله دميده شده از اين خون‌ها، هرگز فراموش شدني نيست؛ چرا که صاحبان اين خون‌ها، براي ورق زدن يک برگ ديگر از تاريخ، جان خود را ارزاني آزادي کرده‌اند.
لاله دميده شده از رنگ سرخ اين خون‌ها، اگرچه نشان از سلاخي اسلام به همت رهبران حکومت اسلامي مي‌دهد، اما نشانه‌ي مهم ديگرش نشانه‌ي يک رويش است: رويش نسلي تازه از انديشه‌ها که مصمم به پايان دادن غده سرطاني ديکتاتوري تحت لواي اسلام در قرن بيست و يکم است.
تاريخ درس‌هاي زيادي به ما مي‌دهد، اما چيزي که در تازه‌ترين صفحه‌ي تاريخ دردآور به چشم مي‌آيد، عوامفريبي اين فاشيسم نوين است که احساسات مذهبي مردم را متبحرانه به بازي مي‌گيرد.
از خون جوانان وطن لاله دميده... تاريخ هرگز نمي‌بخشد کساني که لاله دميده شده از اين خون‌ها را به فراموشي بسپارند. تاريخ اين روزها را گواهي خواهد داد. روزهايي که همه‌مان زندگي‌ها را به حالت تعليق در آورده‌ايم، و زندگي به گونه‌اي ديگر را تجربه مي کنيم. زندگي زير ظلم آشکار معنايش را نه تنها  از دست نمي‌دهد؛ بل به آن رنگي تازه مي‌بخشد. رنگ آزادي، رنگ عشق. رنگ «حرکت» و «شور». رنگ اتحاد و همدلي؛ رنگ آگاهي... رنگ خون...رنگ سبز...
مگر هدفي جز اين بزرگتر مي توان يافت براي نفس کشيدن؟

تعداد مشاهده: ۳۲ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=143
چهارشنبه - ۶ خرداد ۱۳۸۸

نکته‌اي قابل تأمل از  فروغ :
مي داني .. زندگي در شک و راز زيباتر است ..
وقتي که شک داري، دنيا دست توست...چون رويا و خيال مال توست با دامنه‌اي نامحدود ..
وقتي يقين داشته باشي، دنيا دست واقعيت است. واقعيت به همان عرياني که مي‌بخشد، از تو بازمي‌ستاند.. بي‌آنکه توان انتخاب بهت بدهد.

تعداد مشاهده: ۵۹ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=142
سه‌شنبه - ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸

1- گاهي يک موسيقي را وقتي براي بار اول گوش مي‌کنيد، هيچ احساسي نسبت به آن نداريد. اما کم کم ناخواسته با آن مانوس مي‌شويد تا جايي که خود به خود، در ناخودآگاه شما «جريان» پيدا مي‌کند. کم کم اوج پيدا مي‌کند و به ماکسيمم اثر خود مي‌رسد. سپس مثل بسياري از اجزاء ناپايدار دنيا، سير نزولي خود را طي خواهد کرد. بعد از مدتها، فرسوده مي‌شود و چرخه‌ي حياتش اينگونه به پايان مي‌رسد. ممکن است سالها بعد مجددا آن موسيقي کذايي، براي شما يادآور خاطره‌هايي باشد که ديگر ماهيت وجودي‌اش را از دست داده، بلکه بسان يک آينه که اتفاقات را نشان مي‌دهد، تنها و تنها يادآور است و بس.
اينها را نوشتم که بگويم يک نوجوان هفده ساله‌ي روسيه‌اي توجه مرا به مسابقات يورو ويژن امسال با فرستادن لينک شوي FAIRYTALE اثر ALEXANDER RYBAK جلب کرد. با اصرار او کم کم فهميدم که دنبال کردن فستيوال موسيقي‌هاي بين‌المللي چه لذتي دارد براي ما که در پوسته‌ي موسيقي‌هاي سنتي و بعضا پاپ ايراني محصور مانده‌ايم. ببينيد و تجربه کنيد.

2- فرصت و اشتياقم براي نوشتن کم شده. بخصوص که در آستانه‌ي يک انتخابات حساس هستيم که اگر خواننده‌ي اين صفحات نه چندان پربازديد کننده بوده باشيد، حتما به خاطر مي‌آوريد که سالهاي گذشته و اساسا در انتخابات گذشته، چه شوقي براي نوشتن داشتم. چقدر مي‌خواندم و چقدر هيجان داشتم.
اين روزها اما، بي‌تفاوت نسبت به حلقه‌ي سبز مهندس موسوي و انتقادات آقاي کروبي نسبت به وضع موجود، روزهايم را در کتابخانه شب مي‌کنم. محلي که بي‌ادعاترين قشر جامعه، مشغول «زندگي» هستند و به گمانم برنده‌ي واقعي دنيا، همين قشرند که شب و روزشان براي رسيدن به هدفشان دوخته شده.

تعداد مشاهده: ۴۷ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=141
پنج‌شنبه - ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۸

The way for choosing university for continuing study, is the most important thing for students who are going to other countries.
During the getting “admission letter”, some of students who want to choose the best university and country, they confuse and they don’t know what they really want. That’s why sometimes they are bored and worry while they are walking in this way.

I think these feels (them-self) are not bad, but when we stay at these feels, it can make us failing. Sometimes we have to fight with life, these feelings are kind of fights and we should battle with life till we succeed.
I believe human is created with chagrin and its part of human. These situations are very natural and we shouldn’t be bored at these times.

As I have understood, the best action at these times is thinking about “goal”. It can be a miracle for those students when they are getting worried and tired.
Because it’s clear that when they want to get something better than they have, they have to lose a thing that they have had!
For example, when we go abroad, maybe we’ll get homesick and we lose some things such as our family, our friends, our place which we were born and our country actually. But of course we would like to have experiences such as living in new country and “certificate” from university which can help us during our life and we can’t find them in our place which we are. So for getting these staffs, we have to lose our place and our “root”.

Although I’m walking in this way, I should confess this situation has happened for me and that’s why I’ve written this text!
I hope to be successful during this killing fight!

تعداد مشاهده: ۷۱ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=140
دوشنبه - ۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

I really like to follow some kind of music’s with their texts. Just try to listen to one of the Rock music that is called Womanizer (by Britney Spears), you can understand what I am talking about: Download it here (about 1MB) and follow the text while you are listening:

Superstar Where you from, hows it going? I know you Gotta clue, what youre doing? You can play brand new to all the other chicks out here But I know what you are, what you are, baby Look at you Gettin more than just re-up Baby, you Got all the puppets with their strings up Fakin like a good one, but I call em like I see em I know what you are, what you are, baby Womanizer Woman-Womanizer Youre a womanizer Oh Womanizer Oh Youre a Womanizer Baby You, You You Are You, You You Are Womanizer, Womanizer, Womanizer Boy dont try to front I (I) know just (just) what you are (are are) Boy dont try to front I (I) know just (just) what you are (are are) You Got Me Goin Youre Oh-So Charmin But I cant do it U Womanizer Boy dont try to front I (I) know just (just) what you are (are are) Boy dont try to front I (I) know just (just) what you are (are are) You Say Im Crazy I got Your Crazy Youre nothing but A Womanizer Daddy-O You got the swagger of champion Too bad for you Just cant find the right companion I guess when you have one too many, makes it hard It could be easy Who you are, thats who you are, baby Lollipop Must mistake me youre a sucker To think that I Would be a victim not another Say it, play it how you wanna But no way Im ever gonna fall for you, never you .

تعداد مشاهده: ۸۹ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=139
دوشنبه - ۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

Tomorrow night we are going to discuss about origins in Skype group. It was my suggestion and I’ll manage the discussion class. I’ve prepared some things for our communication class which you can see here:

We are living in different countries. There are many reasons that people emigrate, some possible reasons are: finding work, studying in foreign country, enhancing lifestyles and opportunities & …
1. Imagine you were returning from America to your homeland for the first time in many years, how would you feel? What would be the first things you would do? What differences would you notice?
2. Is it important to have “root”?
3. Where do you consider to be your real “home”? How often do you visit your birth place?
4. Are you proud to be a citizen of your country?
5. What must it be like to be uprooted from your homeland? How would you find living in a foreign country?
6. What advice would you give to an immigrant to your country?
7. What conditions have led to the general feeling of rootlessness in many parts of the world


تعداد مشاهده: ۹۷ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=138
ليست آخرين نوشته ها
- talking to my student
- نکته
- بيانيه‌ي مايلي کهن
- Jigsaw
- ساعت خلوت
- صد کودک، صد صدا
- پراکنده‌گويي‌هاي نوروزي
- بهار يعني آغاز
- نظريه‌ي مدارها
- روزهاي پاياني سال
- Those were the days
- The Three Questions
- روشنفکري تئوريک
- وقتي همه خوابيم
- بحث آزاد موسسه
- فيه ما فيه
- You sang to me
- شب
- فدراسيون آشفته
- عصر جمعه
- يادبود/سهراب
- بازنشر يک نامه
- زمستان
- Run Lola Run
- Persian atheist
- نيمه‌ي آذر
- کوري
- ساده، اما عميق
- کوهيار
- ماه تلخ
- Oscar Whilde said
- ساده رنگ
- سختي و آساني
- يک انيميشن
- هواي حوصله؟؟؟...
- کريمي رفت يا رانده شد؟
- He teaches ill, who teaches all
- اخلاقي زيستن
- پاييز
- سحر
- جلسات هماهنگي مدارس
- لحظه‌ي اکنون
- نقدي از سريال Lost
- پارسايان مدرن؟
- وب ۲
- نيچه و تنهايي هولناك
- برنامه نود
- مدارس در تابستان
- تجربه
- تانگوي تک‌نفره
آخرين فتوبلاگ ها
چهارشنبه - ۷ فروردين ۱۳۸۷
تعداد مشاهده: ۵۵۵ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Photoblog Comments - 0 Print PhotoBlog Send To Friend Add PhotoBlog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/photoblogs/blog.php?code=3

مشخصات آخرين فتوبلاگ ها
جمعه - ۱ دي ۱۳۸۵
تعداد مشاهده: ۸۱۳ - نظرات بازديدکنندگان: ۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Photoblog Comments - 1 Print PhotoBlog Send To Friend Add PhotoBlog To Favorite
تصاوير آخرين فتوبلاگ ها
لينک دوستان

امکانات
تبادل لينک
ليست لينک دوستان
نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
گزارشات
مطالب سايت
نوشته ها: ۱۲۹
نظرات: ۸۷
دنبالکها: ۰
روزنوشت ها: ۰
فتوبلاگ ها: ۳
نظرات: ۲
دنبالکها: ۳
لينکدوني: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۶۷۹۱۹ صفحه
مشاهده امروز: ۳۶ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۷ بهمن ۱۳۸۷
تعداد: ۱۱۵۶ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۱۶ تير ۱۳۸۶
تعداد: ۴۲ نفر
مراجعه به: