چند سال پيش، يک روز که استاد متوجه عصبانيت من شد، به من گفت: گاهي آدم بايد به خودش اجازه بده که ناراحت يا عصباني بشه. ولي بعدش بايد عمق و ريشه عصبانيت رو بفهمه يا به قول کريشنا مورتي عصبانيتش رو تماشا کنه. اونوقت مي تونه خودش رو درک کنه و آروم بشه. من مي گم مرحله بعد، مهندسي فکر هست. يعني حل و فصل کردن و منظم کردن آشفتگيها و جريانات فکري. پيامبر مي گه، بايد به حساب خودتون رسيدگي کنيد. من ميگم بايد جريانات فکري رو مهندسي کرد يعني مثلا:
بعضي مسائل تحت کنترل تو نيست، پس نبايد بهشون فکر کرد.
بعضي مسائل به آينده مربوط هستند و الان نمي شه کاريشون کرد.
بعضي مسائل مربوط به گذشته هست و ديگه کار از کار گذشته.
بعضي مسائل احتياج به فکر و برنامه ريزي دارند. بايد برنامه منظمي براشون تنظيم کرد.
بعضي ها نياز به تصميم گيري فوري دارند و اولويتشون از همه بالاتره.
...
تنها اين جملات از آرشيو ايميلم عصبانيت امروز مرا به طرز غير قابل باوري به صفر رساند! باشد که به درد شما هم بخورد.